دانستنی ها و ترفند های کامپیوتر

 

سوتی جالب تو ده هزاری

  • زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقشه که می خواهی تو در این میان فقط می بافی<-PostCategory->

http://media.farsnews.com/Media/8904/Images/jpg/A0870/A0870994.jpg

سوتی جالب اینه که این بار تو نوشتن شعر معروف:

بنی آدم اعضای یک پیکرند                که در افرینش ز یک کوهرند

اومدن به جای بنی آدم اعضای یک پیکرند نوشتن بنی آدم اعضای یکدیگرند

البته شاید اشتباه کوچیکی باشه ها اما نسبت به اینا که خیلی ادا میکن واسه آدم خیلی زور داره

  • نویسنده : Kamyar.sn
  • قرآن و یازدهم سپتامر

    • زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقشه که می خواهی تو در این میان فقط می بافی<-PostCategory->

  • نویسنده : Kamyar.sn
  • نمادهای صهیونیستی در دلار

    • زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقشه که می خواهی تو در این میان فقط می بافی<-PostCategory->

    نمادهای صهیونیستی در اسکناس دلار | بدون موضوع

     

    هرچند که نمادها می‌توانند تفاسیر مختلفی داشته باشند ولی تلاش شده که اطلاعات زیر ،درباره طراحی و مفهوم بعضی از تصاویر اسکناس یک‌ دلاری براساس نقطه نظرات تاریخی (و در مواردی بر پایه تعابیر ثبت نشده) ارائه شود.=اسکناس یک دلاری با طرح فعلی برای اولین بار در سال ۱۹۵۷ چاپ شد.براساس اطلاعات وزارت دارایی ، هم‌زمان با آغاز رواج شعار «ما به خدا اعتماد داریم» در آمریکا این عبارت را بر روی پول کاغذی درج کردند.این شعار قبلا روی پول فلزی درج شده بود.این پول کاغذی در واقع مخلوطی از پنبه و کتان است که فیبرهای بسیار ریز ابریشمی به رنگ‌های آبی و قرمز در سرتاسر آن پخش شده است

     

     

    برای خواندن این مطلب بهتر است که یک اسکناس یک دلاری در دست داشته باشید.( ما زحمت شما را کم کرده ایم ) هرچند که نمادها می‌توانند تفاسیر مختلفی داشته باشند ولی تلاش شده که اطلاعات زیر ،درباره طراحی و مفهوم بعضی از تصاویر اسکناس یک‌ دلاری براساس نقطه نظرات تاریخی (و در مواردی بر پایه تعابیر ثبت نشده) ارائه شود.=اسکناس یک دلاری با طرح فعلی برای اولین بار در سال ۱۹۵۷ چاپ شد.براساس اطلاعات وزارت دارایی، هم‌زمان با آغاز رواج شعار «ما به خدا اعتماد داریم» در آمریکا  این عبارت را بر روی پول کاغذی درج کردند.این شعار قبلا روی پول فلزی درج شده بود.این پول کاغذی در واقع مخلوطی از پنبه و کتان است که فیبرهای بسیار ریز ابریشمی به رنگ‌های آبی و قرمز در سرتاسر آن پخش شده است. اینها مواد اصلی هستند. همگی ما اسکناس را می‌شوریم بدون آن که این کار سبب پاره شدن آن شود.

    در این کاغذ از مخلوط به‌خصوصی از جوهر استفاده شده که ما ترکیب آن را نمی‌دانیم.این کاغذ بارها با نمادهای مختلف تجدید چاپ شد. سپس طوری آن را خشک کردند تا در برابر آب مقاوم باشد و در عین حال بعد از چاپ ظاهر آراسته‌ای داشته باشد.اگر شما به روی اسکناس نگاه کنید، مهر وزارت دارایی آمریکا را مشاهده خواهید کرد.هر چند که ادعاهای بسیاری شده که ترازو نشان‌دهنده نیاز به یک بودجه تراز شده، است. تراز کردن بودجه ارتباط چندانی با فعالیت وزارت دارایی ندارد.

    در واقع این کار به عهده مجلس آمریکا است. وزارت دارایی بر این عقیده است که حالت تراز شده ترازو، ارایه کننده عدالت می‌باشد. افرادی بر این باورند که در مرکز مهر یک خط‌کش T شکل نجاری وجود دارد که وسیله‌ای برای برش یکنواخت است. اما این تصویر در واقع یک درجه نظامی با ۱۳ ستاره پنج پر است که تاکید بر ۱۳ قوم اولیه تشکیل دهنده آمریکا دارد توضیح اینکه عدد 13 و همچنین عدد 33 در تفکر فراماسونری از ارزش و اعتبار و تقدس  بالایی برخوردار است . در قسمت پایین مهر کلیدی است که از نظر آمریکاییها نماد اقتدار است

    .اگر اسکناس را برگردانید دو دایره می‌بینید. این دو دایره ارایه کننده دو وجه مهر بزرگ آمریکا هستند. قبل از تعطیلی مجلس آمریکا در تاریخ چهارم جولای ۱۷۷۶، کمیته‌ای انتخاب شده بود تا مهری برای این کشور تهیه نمایند. اعضای کمیته ۵ نفر بودند که سه نفر از آنها شامل بنیامین فرانکلین، جان آدامز و توماس جفرسون می‌شد که پیش‌نویس بیانیه استقلال آمریکا را تهیه کردند.این ها افراد اولین کمیته به حساب می‌آمدند. قبل از آن که طرح مهر به تصویب نهایی برسد، دو کمیته دیگر و جمعا ۱۴ نفر و به مدت ۶ سال بر روی آن کار کردند. طرح نهایی که در تاریخ ۱۳ جون ۱۷۸۲ مورد تصویب مجلس قرار گرفت، توسط چارلز تامپسون با سمت منشی به مجلس ارایه شد. وی در این طرح پیشنهادات، مشاوران و هنرمندان هر سه کمیته را لحاظ کرده بود.

    اگر به دایره سمت چپ نگاه کنید یک هرم را می‌بینید. هرمی یک چشم یا همان چشم جهان بین که مجتمع قضایی رژیم صهیونیستی نیز به همین شکل ساخته شده است  توجه کنید به صورتی که اطراف آن نورانی است و قسمت غربی آن تیره می‌باشد. هر چند که هیچ توضیح رسمی برای سایه‌ها وجود ندارد، بعضی‌ها مفهوم آن را این طور تفسیر کرده‌اند که در آن زمان کشور ما تازه استقلال یافته بود و هنوز شروع به بررسی قسمت غربی نکرده و نیز تصمیمی هم در مورد این که در قبال تمدن‌های غربی چه باید کرد، نگرفته بودیم.قسمت بالایی هرم به صورت کلاه جدا شده است. بدین معنی که کشور آمریکا هنوز تکامل نیافته است. وضعیت ناتمام هرم کاملا آگاهانه طراحی شده بود و چارلز تامپسون در اظهارنظر خود به مجلس درباره نمادشناسی مهر اعلام کرد که هرم دال بر قدرت و طول زمانی آن است.

    روی سنگ قسمت کلاه مانند هرم یک چشم کامل می‌بینید که یک نماد قدیمی الهادی و منتسب به فراعنه مصر و آیین شیطانی کابالا است واز نظر تفکر آمریکایی و فراماسونری  نشان دهنده الوهیت می‌باشد.گروه فرانکلین می‌خواستند که مهر منعکس کننده مشیت الهی باشد و در این راستا بلاتکلیفی بچه‌های اسرائیلی را به نمایش بگذارد.به عقیده جوزف کمبل ،اسطوره سناس معروف، هنگامی که در سطوح پایین هرم قرار دارید،می‌توانید این سو یا آن سو باشید.اما هنگامی که به راس می‌رسید همه نقاط به یکدیگر می‌رسند و اینجاست که چشم خداوند گار صهیونیستها گشوده می‌شود

     

    نکات فراماسونری

     

    1.  مار به دلایل گوناگونی برای ماسونها و شیطان پرستان مقدس است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:

    الف:  ابلیس برای آنکه بتواند آدم و حوا را وسوسه کند خود را به شکل مار در آورد ،  به پای طاووس پیچید و داخل بهشت شد.

    ب : در اسطوره شناسی مصر باستان مار نماد پادشاهی و استیلا است . و این مار آپپ است که در دنیای زیرین با خدای خورشید می جنگد لذا ماهیتی شیطانی دارد.برای مطلعه بیشتر در این زمینه منبع (13) مراجعه فرمایید.

    ج: مار به دلیل پوست اندازی نماد تناسخ در تمدن های کفر آلود است.

    د : شیطان پرستان اعتقاد دارند که شیاطین هنگامی که تجسم می یابند بیشتر به شکل مار هستند.در روایات آمده است شخصی نزد حضرت رضا علیه السلام آمد و از ایشان درباره لقب سید الساجدین سوال کرد. حضرت رضا علیه السلام فرمودند: روزی جدم حضرت سجادعلیه السلام مشغول نماز بودند. ناگهان از گوشه ای مار عظیم الجثه ای به سمت حضرت آمد و انگشتان پای ایشان را نیش زد. امام سجاد علیه السلام برافروخته شد و مشخص بود که بسیار متألم شده اند، اما تغییری در اذکار وحالت امام علیه السلام مشاهده نشد. مار بسیار حضرت را آزار داد آنگاه  به حال اولیه خودباز گشت، که همان شیطان بود. کنار حضرت ایستاد و گفت: حقیقتاً که تو سرورعبادت کنندگان هستی.. 

     

    2. واژه لاتين «لوسيفر»، به معني «ستاره صبحگاهي»، نام ديگري است براي ستاره زهره (ونوس). در پاگانيسم رومي، لوسيفر «ژوپيتر» نام داشت و خداي خدايان بود. «ژوپيتر» در يونان باستان «زئوس» ناميده مي‌شد. «زئوس» نيز به معني «نوراني» و «درخشان» است. طبق باور شيطان‌پرستان، سرانجام «لوسيفر» با «ماشييح» (مسيح) به تعامل و مصالحه خواهند رسيد و «مسيح» زمين و زمينيان را در سهم «لوسيفر» قرار خواهد داد. و در عوض آسمان از آن وی و یارانش  خواهد بود  !!!

     

    3.  رنگ های آبی ، سفید ،قرمز و ارغوانی از  رنگهای کابالیستها است.

     


    4. عدد13برخلاف عموم تمدن ها و ادیان جهان عدد مقدس و خوش یمن یهودیان و ماسونهاست

  • نویسنده : Kamyar.sn
  • نقش يهود در دوران ظهور امام زمان (عج)

    • زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقشه که می خواهی تو در این میان فقط می بافی<-PostCategory->

    نقش يهود در دوران ظهور-1


    (افسانه اسراييل (مروري بر چگونگي تشكيل اسراييل)

    امروز به جز ايالات متحده كه مرعوب لابي صهيونيستي است، براي كمتر كشوري دفاع از جنايات آشكار اسراييل معقول مي‏نمايد. حتي اروپاييان كه آرزوهاي استعماري خود در خاورميانه را در استقرار و ثبات اين رژيم جستجو مي‏كردند، از استمرار حمايت اين رژيم هراسناكند.
    در حال حاضر نظرسنجيها حاكي از انزجار روزافزون افكار عمومي جهان نسبت به اسرائيل و اقدامات اين كشور در جهت به خطر افتادن صلح جهاني دارد. اين در حالي است كه غولهاي رسانه‏اي غرب به اين رژيم و يا حاميان تعلق دارد و همواره تلاش شده تا افكار عمومي جهان تسليم مظلوم‏نمايي و ظاهر حق به جانب اسرائيل گردد.
    پس از پيروزي شكوهمند حزب‏الله در آزادسازي مناطق اشغالي جنوب لبنان، انتفاضه تنها راه مشروع براي احقاق حقوق ملت آواره فلسطين، در رفع تجاوز به شمار مي‏رود و از زمان آغاز تا اكنون، ثمرات آن براي ملت فلسطين كاملا مشهود است.
    مقاله حاضر، نگاهي مستدل و مستند به تعلق قطعي اين سرزمين به ملت فلسطين و جعلي‏بودن مدعيات رژيم صهيونيستي دارد. اميد است مورد توجه شما قرار گيرد.

    مناقشه فلسطينيها و رژيم اسراييل، طولاني‏ترين كشمكش در قرون اخير مي‏باشد و بارزترين ويژگي اين مناقشه، زور، خشونت و سبعيت است كه از سوي اسراييل اعمال مي‏شود. همچنين، اين مساله بلوغ فكري و عقلانيت بشر را در قرن بيست و يكم مخدوش ساخته و به شدت زير سوال برده است؛ زيرا پايمال شدن حق و عدالت انساني و كشته و مجروح شدن هزاران انسان ـــ شامل پير، جوان، زن و كودك به فجيع‏ترين وضع و با دست خالي ـــ لكه ننگي است كه رشد عقلانيت و بلوغ فكري بشر در جهان معاصر را مورد ترديد قرارداده است. اگرچه تلاشهاي فراواني براي حل اين مشكل صورت گرفته؛ اما وقتي به كنه اين تلاشها توجه كنيم، خواهيم ديد كه باز هم انگيزهýهاي سياسي و منفعت‏طلبي بر انگيزه‏هاي اخلاقي و انساني، پيشي گرفته است.1
    اين عملكرد به‏خاطر حفظ منافع استعمار و امپرياليسم در منطقه مي‏باشد و در حقيقت، فلسفه وجودي اسرائيل همين است؛ يعني: تبديل اسرائيل به يك جانور درنده در جهت حفظ منافع استعمار. حمايت بي‏دريغ آمريكا و اروپا از دولت اسرائيل درهمين رابطه تنظيم شده است. يك روزنامهýنگار ناراضي اسرائيلي چنين اظهار مي‏دارد:2
    «
    اگر آمريكا از اين زياده‏رويهاي احمقانه خشمگين شده و جريان كمكها را قطع كند، همه افسانهýپردازيهاي قدرت امپراتوري خاتمه خواهد يافت
    مجله اكونوميست، چاپ لندن مي‏نويسد:3
    «
    معمولا آمريكا مي‏تواند با خودداري از ارسال سلاحهاي نو و براق، اسرائيل را متنبه سازد؛ اما اين تحريم در صورتي موثر خواهدبود كه بتوان به ادامه آن باور داشت. اگر اين بار اسرائيل باوركند كه رئيس‏جمهور آمريكا در سياست خود پابرجاست و در صورت لزوم، صدور اسلحه را تا مدت مديدي تحريم [نمايد] و در ميزان كمكهاي اعطايي تجديد نظر كند، بسيار موثر خواهدبود
    جنبه‏هاي اساسي كمك آمريكا در راه تشكيل «اسراييل بزرگ» با كشتار فلسطينيها در بيروت، در سپتامبر 1982، به صورتي خشن و بيرحمانه ظاهر شد كه فريادهاي اعتراض گسترده‏اي را هرچند به طور موقت به همراه داشت، به‏طور كلي آمريكا و تفسيرهاي مطبوعاتي از حمله اسراييل پشتيباني كردند و اشغال غرب بيروت در 15 سپتامبر نيز هيچýگونه انتقاد رسمي آمريكا را برنينگيخت؛ هرچند كشتارهاي صبرا و شتيلا را كه به دنبال آن صورت گرفت با خشم فراوان محكوم كردند.4
    ارتباط ويژه اين دو كشور را مي‏توان به شكل ملموسýتري از ميزان كمكهاي نظامي و اقتصادي آمريكا به اسراييل در سالهاي گذشته دريافت. ميزان كمكهاي دريافتي اسراييل از آمريكا به طور سرانه از دريافت هر كشور ديگري بالاتر بوده است. در سالهاي مالي 1978 ـــ 1982م، از مجموع كمكهاي نظامي و اقتصادي آمريكا در همه كشورها به ترتيب 48درصد و 35درصد عايد اسراييل شده است و براي سال مالي 1983 دولت ريگان از 1/8 ميليارد دلار بودجه‏اي كه براي كمكهاي خارجي درخواست كرده است، 5/2 ميليارد آن را به اسراييل تخصيص داده بود.5
    با توجه به اين عملكرد نژادپرستانه اسراييل به كمك اروپا و آمريكا، شاهد شكل‏گيري انتفاضه مي‏باشيم كه هنوز هم ادامه دارد. نخستين حركت خودجوش مردم فلسطين عليه اشغالگران اسراييل كه براي اولين بار واژه انتفاضه را وارد فرهنگ سياسي كرد، در سال 1987 آغازشد و انتفاضه اول تا سال 1993 ادامه يافت. اگرچه فلسطينيها در اين انتفاضه، بيش از 1500 شهيد دادند؛ اما توانستند اسراييل را به نوعي در اعتراف به حقوق مردم فلسطين مجبور كنند تا اين كشور در عرصه سياست داخلي و نظام بين‏الملل، واقعيتي به نام فلسطين و فلسطيني را به رسميت بشناسد. انتفاضه نخست، تجربه بسيار ارزشمندي براي فلسطينيها در انتفاضه اقصي بود.6
    از 1500 فلسطيني‏اي كه تا سال 1997 به شهادت رسيدند، قتل 1346 فلسطيني با تيراندازي مستقيم نظاميان رژيم صهيونيستي و بقيه به‏دست شهرك‏نشينان صهيونيست صورت گرفته است. به گزارش واحد مركزي خبر از بيروت بر اساس اين آمار از سال 1987ـــ 1997 م، 18 هزار فلسطيني به بهانه‏هاي مختلف بازداشت و به زندانهاي كوتاه مدت و يا طولاني محكوم شده‏اند. همچنين، نظاميان رژيم صهيونيستي در ده سال گذشته 481 فلسطيني را از خانه و كاشانهýشان اخراج و 247 باب منزل آنان را ويران كرده‏اند7. براي درك بهتر اين وضعيت لازم است، نگاهي علمي و مختصر به فلسطين داشته باشيم.

    تاريخچه فلسطين
    در دورانهاي گذشته، فلسطين را «ارض كنعان» ميýگفتند؛ زيرا از ابتداي تاريخ، اعراب كنعاني در آنجا زندگي مي‏كردند و نام فلسطين، به مناسبت يكي از قبايل كريتي كه دوازده قرن پيش از ميلاد مسيح در سواحل مديترانه ميان «يافا» و «غزه» رحل اقامت افكنده بودند و بعدها به فلسطينيون معروف شدند، بر اين سرزمين نهاده شده است.8
    فنيقيها كه از نژاد سامي بوده و به زبان سامي تكلم مي‏كردند، حدود سه هزار سال پيش از ميلاد با مهاجرين آموري و كنعاني به نواحي شرق مديترانه مهاجرت كرده و حوالي شام (كله‏سيري) و اراضي ساحلي مديترانه مستقر شدند. در هزاره سوم، كاروانها و كشتيها و سپاهياني كه از طرف زمامداران بين‏النهرين و مصر به اين حدود اعزام مي‏شدند، مردم اين نواحي را به نام آموري يا آمو (AMOU) يادمي‏كردند و به هيچ وجه، صحبتي از فنيقيان نبود. اين اصطلاح از زمان هومر معمول گرديد و كنعانيها از موقعي كه با نوشتن آشنا شدند، خود را به نام شهري كه مسكن آنها بود، اهل صيدا، اهل صور ويا به طور كلي، كنعاني مي‏خواندند و نام فنيقي بر خود نمي‏گذاشتند. مركز اصلي آنها به ظاهر، حوالي درياي سرخ و نزديكهاي خليج سوئز و خليج عقبه بود كه از آنجا هم به حدود مديترانه مهاجرت كرد‏ند9. (بنابراين، اصل فنيقيها و كنعانيها، يكي است.)
    اين كنعانيها بودند كه شهر اورشليم يا يورشاليم را بنا نهادند. «يور» به معناي تاسيس و «شاليم» اسم رب‏النوع صلح است. كنعانيها كه بنا به روايات تاريخي، نخستين گروه موحد اين منطقه بوده‏اند و در پايان هزاره چهارم پيش از ميلاد در اين سرزمين مي‏زيسته‏اند، شهر «يورساليم» را بناكردند؛ اما چون ملك صادوق، پادشاه آنان دوستدار صلح و آرامش بود به احترام شاليم، خداوند صلح آن را يورشاليم (شهر صلح) ناميد و نيز پيش از حمله حضرت داوود به آنجا، آن را «يبوس» (JEBUS) ميýخواندند10. (يبوس ‏نام قومي است كه در زمان حمله حضرت داوود، دراين شهر ساكن بود و به همين سبب شهر را به اين نام مي‏خواندند.) كنعانيها از نظر تمدن در سطح بالايي قرارداشتند. آنها از برنز و آهن دركارهاي صنعتي استفاده كرده مهارت خاصي در ساختن حلقه‏هاي نظامي داشتند.11
    بر اساس روايات، حدود 1730 ق.م، چندين قبيله عبري از مكه به سرزمين كنعان آمدند. اين قبايل در سرزمين كنعان مستقر نشدند؛ بلكه به مصر رفته و تحت حكومت فراعنه به زندگي خود ادامه دادند. اين قبايل، يك‏هزار و دويست و نود سال قبل از ميلاد از مصر بيرون آمده و مدتي در بيابانها سرگردان بودند.
    چنانكه از روايات تورات برمي‏آيد، در 1200 ق.م تصرف كنعان به دست يوشع انجام گرفت. يوشع از نهر اردن گذشت و به شهر اريحا حمله‏ور شد (درست 1800 سال بعد از آمدن كنعانيها به منطقه.)
    در سفر يوشعýبنýنون، عهد عتيق، فصل ششم آمده است:12
    «
    بني اسراييل، تمام مردم اريحا را از مرد و زن، پير و طفل كشتند و حتي حيوانات را از دم شمشير گذراندند. هر چه در شهر يافتند، آتش زدند، فقط طلا و نقره و ظروف مسي و ادوات آهني را تلف نمي‏كردند و در خزانه «رب» جمع مي‏نمودند.
    پس از اريحا بعضي از شهرهاي ديگر فلسطين را متصرف شدند؛ ولي اهالي بيت‏المقدس (يبوس) مقاومت كردند و بالاخره، تسليم نشدند و سواحل فلسطين نيز به دست فلسطينيون باقي ماند
    ميان اسراييليها و ساكنان اصلي فلسطين به مدت 200 سال جنگهاي پراكنده صورت گرفت تا اينكه در 1000 سال پيش از ميلاد، حضرت داوود13، نخستين حكومت اسراييل را ايجاد كرد.
    دوران حكومت حضرت داوود و حضرت سليمان (1000 ـــ 935 ق.م) سالهاي طلايي دولت باستاني اسراييل بود. حكومت متحد اسراييل در 922 ق.م به دو بخش شمالي و جنوبي (اسراييل و يهوديه) تقسيم شد كه بعدها هر دو سقوط كردند.
    حكومت اسراييل شمالي در 721 ق.م در جريان محله آشوريها و حكومت يهوديه در 587 ق.م توسط بابليها سقوط كرد و به‏طور كامل از بين رفت، يهوديان به اسارت درآمده، پراكنده شدند. جرج فريدمن در اين مورد ميýنويسد:14 «دوازده قبيله بني‏اسراييل به قفقاز، ارمنستان و به ويژه بابل تبعيد شدند و بدين ترتيب، مردم يهود با تماميت وجود خود، به همراه نژاد، جامعه ملي و مذهبي خود براي هميشه از بين رفت
    اگرچه، كوروش ـــ پادشاه ايران ـــ در 520 ق.م بابل را شكست داد و يهوديان را آزاد كرد و به فلسطين بازگرداند؛ اما آنها زير سلطه مقدونيها و روميان درآمدند و هرگز به حكومت نرسيدند. در دوران سلطه مقدونيها و روميان، مردم يهود به چند شورش دست زدند؛ اما برخلاف همه اين شورشها (به ويژه شورش سكابيها كه شدت داشت) حكومت يهود دوباره، اعاده نشد.
    بسياري از مورخين صهيونيستي اين پراكندگي و از بين رفتن را تاييد مي‏كنند. چنانكه خاخام اعظم بريتانيا در سال 1917 ميýنويسد:16 «پس از فرماني كه كورش صادر كرد، عمده مردم يهود همچنان در بابل ماندند
    اين نكته مورد تاييد آ.ت. المستد (A.T.OLMESTEAD)، مورخ آمريكايي نيز ميýباشد. وي مي‏نويسد:17 «مشكل مي‏شد انتظار داشت، يهودياني كه اينك ثروتمند بودند سرزمين حاصلخيز بابل را به‏خاطر تپه‏هاي بي‏حاصل يهوديه ترك كنند…»
    از آن زمان تا قرن بيستم ـــ صهيونيستها توانستند تحت قيمومت بريتانيا، مهاجرت گروه كثيري از يهوديان را به فلسطين ترتيب دهند ـــ عده قليلي يهودي در اين كشور زندگي مي‏كردند و براي 19 قرن فلسطين كمýوبيش از وجود يهوديان خالي بود. بنجامين، زايري يهودي كه در حدود سالهاي 1170 ـــ 1171م از سرزمين مقدس ديدار مي‏كند، تنها 1440 يهودي را در آنجا مي‏يابد و نمان جروندي مي‏گويد: «در 1267م فقط دو خانواده يهودي در بيت‏المقدس زندگي مي‏كردند.»18
    با توجه به اين واقعيات تاريخي، ادعاي صهيونيسم مبني بر اينكه خود را وارث فلسطين دانسته، تاريخ سياسي اين سرزمين را با حكومت پادشاهي اسراييل در سالهاي پيش از ميلاد برابر مي‏داند و عبرانيها را جزو نخستين ساكنان فلسطين به حساب مي‏آورد، از هيچ اعتباري برخوردار نيست. برخي از محققان يهودي نيز اين نكته را تاييد مي‏كنند. براي مثال، ماكسيم رودنسون، محقق يهودي فرانسوي مي‏گويد: «مردم فلسطين به تمام معنا از نظر بومي همان فلسطينيهاي قديم و فرزندان كنعانيها و ساير قبايل اوليه فلسطين هستند.»19 جالب اينجاست كه حتي حاميان اروپايي تشكيل دولت اسراييل در فلسطين در قرون جديد نيز به اين امر آگاه بوده و آن را مطرح مي‏كردند. به عنوان نمونه، در سال 1920 هنگامي كه حكم قيمومت بريتانيا بر فلسطين در مجلس اعيان اين كشور مورد بحث قرارگرفته بود، لرد سيدنهام چنين اعلام كرد: «من كاملا با خواست يهوديان براي يافتن يك وطن ملي موافقم؛ ولي اين را مي‏گويم كه اگر اين خواست مستلزم اعمال بي‏عدالتي بزرگي نسبت به مردمي ديگر شود، بايد از اين خواست صرف‏نظر كرد. فلسطين وطن اصلي يهوديان نيست. يهوديان اين سرزمين را پس از يك كشتار بي‏رحمانه به دست آوردند و هرگز همه آن را كه اكنون آشكارا درخواست مي‏كنند، متصرف نشدند. اعتبار اين ادعا مثل اين مي‏ماند كه اعقاب روميان قديم مالكيت كشور انگلستان را ادعا كنند؛ زيرا كه روميان به همان مدتي كه يهوديان فلسطين را در اشغال داشتند، بر انگلستان حكومت كردند و در اين كشور به مراتب آثار مفيد و ارزشمندتري از آنچه اسراييليها در فلسطين به جا گذاردند، باقي نهادند.
    اگر قرار شود ادعاي فتح چندين هزار سال قبل را مبناي كار قرار دهيم تمام جهان بايد واژگون شود… تنها ادعاي واقعي نسبت به فلسطين از آن ساكنين فعلي آن است كه بعضي از آنها همان فرزندان مردمي كه قبل از حمله يهود در آنجا زندگي مي‏كردند، بوده و بقيه فرزندان اسراييليهايي كه مسلمان شدند مي‏باشند.»20
    آرنولد توين‏بي، مورخ سرشناس معاصر بر اين امر تاكيد مي‏ورزد كه فلسطين يك سرزمين عربي است و يهوديان چه در زمان قديم و چه در زمان معاصر، تجاوزكارانه وارد آن شده‏اند. به گفته او: «پيش از آنكه هرتصل، جنبش صهيونيستي خود را آغاز كند، از تاريخ سكونت مردم فلسطين در آنجا دست كم هفده قرن و نيم گذشته بود
    جميز فريزر، مورخ معروف اسكاتلندي نيز در اين باره مي‏گويد: «كشاورزان عرب زبان فلسطين از اعقاب قبايلي هستند كه پيش از حمله اسراييليها در دوران حضرت داوود در آن سكونت داشتند و از آنجا نقل مكان نكرده، ريشه‏كن نشده‏اند. آنان به رغم امواج فتوحات، در سرزمين خود ثابت مانده، به اقامت در آن ادامه دادند
    بدين ترتيب، از نظر مورخين و محققين (يهوديان ضدصهيونيست و محققين بي‏طرف) ادعاي تاريخي صهيونيستها نسبت به فلسطين از اعتبار برخوردار نمي‏باشد و نمي‏توان بر اساس اين پيوند تاريخي، اشغال فلسطين و تاسيس اسراييل را توجيه كرد.21

    فلسطين در قرون جديد
    مساله بازگشت يهوديان به فلسطين و تاسيس جامعه و حكومت اسراييل، در اصل نه صهيونيستي بود و نه يهودي؛ بلكه از سوي كشورهاي استعمارگر اروپا به خاطر منافع و ايجاد پايگاهي در منطقه مطرح مي‏شود. ناسيوناليسم يهود در جهت حفظ اين منافع به وجود مي‏آيد كه پديده‏اي اروپايي بود22 و در نيمه دوم قرن نوزدهم در كشورهاي اروپاي غربي و روسيه شروع و توسعه مي‏يابد.23
    در 1652م با اجازه كمپاني هلندي هندغربي، قطعه زميني در جزيره كوراسااو (CURASAO) به ژوزف نونزدا فونسه‏كا (NUNEZDAFONSECA) و ديگران داده شد كه مستعمره‏اي يهودي‏نشين را در اين جزيره تاسيس كنند... اما اين اقدام موفقيتي نيافت.24 در 1654م انگلستان در نظر داشت، يهوديان را در مستعمره خود به نام سورينام (SURINAM) اسكان دهد. فرانسه نيز چنين نقشه‏اي را در موقع غلبه بر مصر طرح مي‏كند. ناپلئون پس از تسخير مصر و به دنبال آن اشغال فلسطين، در صدد برمي‏آيد تا دولتي يهودي در فلسطين ايجاد كند؛ زيرا اين موضوع به خاطر حفظ منافع فرانسه ضروري بود. اين اقدام با شكست فرانسه از انگلستان ناكام ماند.
    در سال 1840م قدرتهاي بزرگ استعماري اروپا كه مي‏كوشيدند در امپراتوري رو به زوال عثماني رخنه كنند، مساله آينده سوريه را كه آن زمان در اشغال قواي مصر بود، پيش كشيدند. در اوت 1840 روزنامه تايمز مقاله‏اي با عنوان «سوريه، بازگرداندن يهوديان» انتشار داد كه قسمتي از مقاله بدين شرح مي‏باشد:
    «
    پيشنهاد استقرار يهوديان در سرزمين آبا و اجدادي خود، تحت حمايت پنج قدرت بزرگ، اينك، ديگر مساله‏اي ذهني و خيالي نيست؛ بلكه موضوعي است از نظر سياسي در خور اعتنا.»25
    ارل شافتسýبري (EARL OF SHAFTESBURY) يكي از سياستمداران برجسته انگليسي در نامه‏اي به تاريخ 25 سپتامبر 1840 براي پالمرستون، وزير امور خارجه وقت نوشت:26 «لازم است، سوريه را به صورت يكي از دومينيونهاي انگليس درآورد و اگر بازگشت ايشان يعني يهود را در پرتو وضع جديد فلسطين يا استعمار آن مورد توجه قراردهيم، خواهيم ديد كه اين طرح و اقدام ارزانýترين و مطمئنýترين راه تدارك نيازمنديهاي اين نواحي كم‏جمعيت است
    لرد پالمرستون به نوبه خود درهمان تاريخ نامه‏اي به سفير انگلستان در آنكارا مي‏نويسد و از او مي‏خواهد كه سلطان عثماني را متقاعد سازد تا با تشكيل يك كانون يهودي در فلسطين و بازگشت يهوديان به آنجا موافقت نمايد.27 در سال 1842 كنسولگري انگلستان در بيت‏المقدس افتتاح شد. همين كنسولگري در سال 1848 بيانيه‏اي صادر كرد، مبني بر اينكه انگلستان تنها كشور حمايت‏كننده از اتباع يهودي روسي مقيم فلسطين است. با تمام اين تلاشها، پالمرستون موفق به جلب نظر يهوديان براي رفتن به فلسطين و ايجاد دولت يهود نشد؛ زيرا يهوديان نمي‏خواستند، اروپا و زندگي خوش خود را رهاكنند؛ بنابراين، مساله براي مدتي مسكوت ماند. بعدها در زمان ديزرائيلي، نخست‏وزير وقت انگلستان بين سالهاي 1868 ـــ 1880 اين مساله دوباره، احياگرديد. در يك گزارش استعماري كه نامش «كامپل بانورمان» است، وضعيت رابطه انگلستان به عنوان سركرده استعمار با منطقه و بهýخصوص فلسطين مشخص شده است. در اين گزارش، چنين آمده است: مسالهýاي كه وجود امپراتوريهاي اروپايي را در منطقه مديترانه جنوبي و شرقي به خطر مي‏اندازد، اين است كه اگر ملل اين منطقه همچنان راه بيداري وهماهنگي و پيشرفت را طي كنند، بدون شك، منافع اروپاييان بهýكلي از بين خواهدرفت؛ بنابراين، همه كشورهاي ذيýنفع بايد همچنان در سياست تجزيه و تقسيم منطقه به عقب نگهداشتن مردمان آن پايداري كنند
    در گزارش توصيه شده است كه براي از بين‏بردن ارتباط فكري و معنوي ملل منطقه بايد از هرگونه وسايل علمي فعال استفاده شود. به عنوان نمونه، با برقراري يك مانع انساني قوي و بيگانه بايد قسمت آفريقايي از قسمت آسيايي آن مجزاگردد. اگر اين نيروي جديد در نزديكي كانال سوئز مستقر شود، ميýتواند منافع غرب را به بهترين وجه حفظ كند. بر اساس اين گزارش، استعمار بريتانيا، سياست تجزيه سرزمين عربي را دنبال كرد.28
    بدين ترتيب، خميرمايه اصلي انديشه صهيونيستي، يعني بازگشت به فلسطين و تاسيس حكومت اسراييل، در اصل از سوي قدرتهاي استعماري رقيب در اروپا مطرح شد و بعدها بورژوازي يهود نيز جهت دست يافتن به اهداف خود، با سرمايه‏داري اروپا همدست شد و حركت صهيونيستي را بنيان نهاد.29
    با توجه به اين جناح‏بنديهاي استعمار، شاهد به وجودآمدن انجمنها و گردهم‏آيي‏هاي يهوديها در سراسر اروپا هستيم كه از طرف انگلستان حمايت مي‏شد. يكي از معروف‏ترين اين انجمنها، «جنبش عشاق صهيون» بود كه براي نخستين بار در سال 1882 در روسيه به‏وجود آمد. افرادعشاق صهيون در سراسر اروپا به فعاليت مشغول بودند، محل كميته اصلي آنها در پاريس قرارداشت. سرهنگ گلداسميت (GOLDSMITH) در انگلستان طرح تاسيس يك ارگان نظامي را براي تامين امنيت مستعمره‏هاي يهودي در فلسطين ارائه داد. او همچنين نقشه‏هايي به زبان عبري در مورد فلسطين تهيه كرد. گلداسميت معتقد بود كه «مساله يهود هرگز حل نخواهدشد؛ مگر در صورت تاسيس يك كشور يهودي در سرزمين فلسطين.» او كه رهبري عشاق صهيون را در انگلستان و در بخشهاي عمده اروپاي غربي بر عهده داشت، طرح خود در رابطه با دولت يهود را چنين ارائه كرد:30
    1
    ـــ باوركردن «انديشه ملي» در اسراييل
    2
    ـــ توسعه طرح مستعمره كردن فلسطين و پياده كردن اين طرح در سرزمينهاي مجاور آن به وسيله يهوديان از طريق ايجاد مستعمره‏هاي جديد
    3
    ـــ گسترش آموزش زبان عبري به عنوان يك زبان زنده
    4
    ـــ بهبود وضع اخلاقي، فكري و مادي اسراييل
    5
    ـــ اعضاي جامعه يهود در فلسطين از قوانين سرزمين اسراييل اطاعت كنند تا رفاه خود را افزايش دهند.
    اگرچه عشاق صهيون و ديگر انجمنهايي كه به دنبال آن تشكيل مي‏شوند، زمينه‏هاي اصلي بازگشت به فلسطين را از طرف يهوديها فراهم مي‏سازند؛ اما بنيانگذار صهيونيزم سياسي ودولت اسراييل، تئودور هرتصل است.
    از نقطه نظر تاريخي مي‏توان پيدايش صهيونيزم31 سياسي را با انتشار كتاب دولت يهوديان اثر تئودور هرتصل اتريشي در 1896 همزمان دانست. در اين كتاب، سعي شده كه در عناصر مرموز عقيدتي صهيونيسم مذهبي، واقعياتي ناسيون

  • نویسنده : Kamyar.sn
  • استفاده از تکنیک ORIGAM

    • زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقشه که می خواهی تو در این میان فقط می بافی<-PostCategory->

    استفاده از تکنیک
    ORIGAMI


    اریگامی تکنیکی است که در آن با تا زدن و یا برش کاغذ بتوان شکلهای گوناگونی درست کرد. در طراحی دلار به طرز هنرمندانه و ماهرانه ای از این تکنیک بهره برده اند که البته در طراحی اسکناسهای دیگر دلار نیز از آن استفاده شده است.ولی در خود اسکناس 1 دلاری موارد متعددی وجود دارد که برای نمونه یک مورد آن همانگونه که در تصویر مشاهده می فرمایید توضیح داده می شود.


    اگر عدد 1 در گوشه دلار را از وسط به صورت عمودی تا بزنید شکل شماره 1 حاصل می گردد با تکرار این شکل به صورت تقارنی شکل شماره دو به دست می آید از به هم چسباندن این دو شکل و پاک کردن فضای اطراف آن در نهایت شکل 4 که سر مار است حاصل می شود . گفتنی است این مورد یکی از موارد استفاده از خطوط تار عنکبوتی زمینه دلار است و طراحان دلار موارد متعدد دیگری را نیز نهان نموده اند.

    همان طور که قبلا نیز گفته شد مار حیوان مورد علاقه ماسونها و شیطان پرستان است . تا جایی که آن به عنوان  حیوان خانگی خود استفاده می نمایند.

    اما نکته جالب و مهم اینجاست که بعد از این تکنیک اریگامی بر روی سر مار عبارت"OMO" حاصل می شود که بنا به عقیده شیطان پرستان اولین واژه هستی است که شیطان آن را به انسان آموخت. هم اکنون نیز در جلسات ورد خوانی و آیین پرستش " RITUAL" شیطان این واژه مکررا مورد استفاده قرار میگیرد.

     
    همانگونه که عرض نمودم از تکنیک اریگامی در طراحی دلار های جدید بیشتر استفاده شده است اما با توجه به طولانی شدن این مقاله  از بیان موارد دیگر اجتناب نموده و تنها یکی از شواهد دسیسه فراماسونها در طراحی حادثه یاز ده سپتامبر را بیان می نمایم .

    قبلا نیز بیان شد که 9 و 11 از اعداد مقدس ماسونها هستند لذا نباید تعجب کرد اگر حادثه برخورد دو هواپیما با برج های دو قلوی تجارت جهانی در روز یازده از ماه نهم اتفاق بیافتاد , و سپس 911 روز بعد از آن ، حادثه بمب گزاری در مادرید به وقوع بپیوندد . طراحان این اتفاقات از سالها پیش و بر مبنای پیشگویی های نوستراداموس کابالیست آن را طراحی نمودند تا به زور هم که شده است پیشگویی اعقاب خود را به تحقق برسانند.

    لذا برج های دوقلوی تجارت جهانی که برمبنای الگوی دو ستون معبد سلیمان " بواز "و "جاکین" ساخته شده بود گیت و دروازه ورود ماسونها  به نظم نوین جهانی گشت و به بهانه دو برج به دو کشور مسلمان حمله شد.

    در ساختگی بودن حادثه یازده سپتامبر هیچ شکی نیست و دلایل و مدارک مستدل و مستند غیر قابل کتمانی وجود دارد که تبیین آنها در این مقاله و در این مجال نمی گنجد اما با  توجه به موضوع مورد بحثمان یعنی نشانه های ماسونی دلار، استفاده از تکنیک اریگامی  نتایج باور نکردنی را بر ملا می سازد.

     

  • نویسنده : Kamyar.sn
  • شکنجه تکان دهنده یک کودک 9 ساله در کرج به بهانه داشتن روح شیطانی

    • زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقشه که می خواهی تو در این میان فقط می بافی<-PostCategory->

    شکنجه تکان دهنده یک کودک 9 ساله در کرج به بهانه داشتن روح شیطانی



    زمانی که عموی کودک 9 ساله در مدرسه برادر زاده اش حضور یافت تا با مدیر مدرسه در باره شکنجه هایی که از سوی پدر و مادر این کودک در حق او روا می شود سخن بگوید ، کسی تصور نمی کرد که نفوذ فرقه‌های انحرافی در جامعه تا حدی است که والدین یک کودک بیگناه حاضر می‌‌شوند با چشم پوشی بر عاطفه و مهر مادری و پدری، فرزند خود را قربانی سخت ترین شکنجه ها کنند تا نظر سران فرقه ای که در آن عضو هستند تامین شود.
    پس از در میان گذاشتن این موضوع با پلیس و دخالت قانون مشخص شد از وقتی «ح» به دنیا آمده است پدرش به شدت با او بدرفتاری می کرد و کتکش می زد. او به عضویت یک فرقه انحرافی درآمده بود که البته رؤسای آن فرقه خاله و شوهرخاله «ح» هستند.
    پدر به شدت تحت تاثیر آنها قرار داشت و هر چه می گفتند بدون هیچ سئوالی انجام می داد. این زن و شوهر پس از به دنیا آمدن کودکشان «ح» مدعی شدند روح شیطانی در این کودک وجود دارد و باید از بین برود اما نه اینکه به طور مستقیم کشته شود بلکه باید آنقدر شکنجه اش کنند تا خودش جان بسپارد.
    تا چهار سالگی «ح»، او فقط از سوی پدر مورد آزار قرار می گرفت اما از وقتی همسرش هم به عضویت این فرقه درآمد شرایط کودک بدتر شد. تحقیقات بیشتر نشان داد از آنجا که مراد فرقه دستور داده بود هرگاه برای هر یک از مریدانش مشکلی پیش آمد این کودک باید تنبیه شود «ح» بسیار مورد آزار قرار می گرفت و علاوه بر اینکه پدر و مادر «ح» او را می زدند سایر اعضای این فرقه هم وی را آزار می دادند در حالی که سران این فرقه کودک خودشان را قدیس می خواندند و به او بسیار احترام می گذاشتند.
    عموی این کودک در خصوص ابعاد دیگر این جنایت می گوید : یکسال و نیم پیش بود که متوجه شدم یکی از مریدان این فرقه «ح» را به بالای کوه برده تا از آنجا به پایین پرت کند اما در آخرین لحظه پشیمان شده و کودک را بازگردانده است. همان موقع طی نامه ای مسئولان را در جریان فعالیت این فرقه و اقدام به قتل برادرزاده ام قرار دادم اما رسیدگی نشد.
    پس از اظهارات این مرد تحقیقات پلیس نشان داد پدر و مادر «ح» جنین پنج ماهه شان را هم با دستور رؤسای فرقه انحرافی از بین برده اند چون به آنها گفته شده بود روح شیطانی در این جنین هم حلول کرده است.
    سرانجام با توجه به اینکه احتمال می رفت «ح» در صورت بازگشت به خانه توسط پدر و مادرش به قتل برسد به دستور دادستان به بهزیستی کرج تحویل داده شد. همچنین دادستان کرج دستور داد تحقیقات ویژه در مورد این فرقه و اعضایش انجام شود.
    در خصوص این عمل هولناک همین بس که بعدها مشخص شد از آنجه که خاله و شوهر خاله «ح» صاحب فرزند پسر نمی شدند از سر حسادت این کودک را به شیطانی بودن متهم کردند تا از این طریق عقده نداشتن پسر در خود را درمان کنند.

  • نویسنده : Kamyar.sn
  • شیطان پرستی، خطری خاموش

    • زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقشه که می خواهی تو در این میان فقط می بافی<-PostCategory->


    شیطان پرستی، خطری خاموش

     

     و رو به گسترش خبرگزاری ایسکانیوز: در برهه زمانی کنونی بسیاری از خرده فرهنگ ها در جامعه ما در حال رشد و گسترش هستند و یکی از عوامل جذب قشر جوان جامعه به این فرقه ها، عدم شناخت کافی آنها از این جریانات است.     

       با وجود این که اغلب خاستگاه این خرده فرهنگ ها در ایران نبوده و همانند بسیاری دیگر از مد ها و فرهنگ های غلط از آن سوی مرز ها وارد کشور شده اند، اما متاسفانه به دلیل غفلت مسئولان امر به سرعت در میان جوانان جامعه برای خود جایی پیدا کرده و پس از آن شتابان در سطح جامعه گسترش یافته و اثرات مخرب خود را در طول زمان نشان می دهند.
    یکی از این فرقه های انحرافی که در چند سال گذشته در ایران اسلامی رواج یافته است، شیطان پرستی می باشد که با توجه به اینکه ایرانیان در طول تاریخ همواره جامعه ای موحد و دیندار بوده اند، روند رو به گسترش این آیین در ایران جای تعجب دارد.
    از این رو در این مقاله و با درک خطر رو به گسترش این فرقه انحرافی در جامعه سعی بر آن شده است تا به گونه ای هرچند مختصر به تبیین شیطان پرستی به عنوان یکی از این فرقه های انحرافی بپردازیم.
    از این رو در ابتدا به تاریخچه شیطان پرستی و برخی اصول و قواعد آنان و پس از آن به بیان برخی علت های گرایش جوان ها به این گروه ها و در نهایت تحرکات شیطان پرستان در ایران می پردازیم.
    -
    شیطـان‌پرستـی به چه معنـاست؟
    شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار نیرومند تر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خداست. در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین و به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد.
    در این آیین، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌شود و در نهایت معنای شیطان پرستی، پرستش قدرت پلیدی است. شیطان‏پرستان معتقدند که شیطان به جهت حکومت 666 سال قبل از خلقت بشر، بر بشر برتری دارد و از این جهت این عدد در نزد آنان عددی مقدس می باشد.
    -
    تاریخچـه شیطان پرستـی:
    شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی را به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد، البته شواهد به دست آمده این حرف را تصدیق می‌کند که شیطان پرستی در نواحی آمریکای لاتین، آمریکای جنوبی و آفریقای مرکزی به قرنها پیش از میلاد مسیح برمی‌گردد.
    در اکتشافات آمریکای جنوبی یکی از قبایل این قاره که اعتقاد بسیاری به خوب و بد داشتند، شیطان را می پرستیدند و حتی انسان هایی را برای شیطان قربانی می‌کردند. مکان های انجام مراسم قربانی هنوز وجود دارد و اجساد مومیایی به دست آمده و نوع کشته شدن ها نشانگر قربانی شدن این انسانها (که در آنها بیشتر زنان به چشم می‌خورند) است.
    در آفریقای مرکزی و در دشت ها و کویرهای سوزان این قاره نیز در قبایلی که معروفترین آن قبیله اوکاچاست، شیطان به عنوان قدرت مطلق زمین و آسمان و پدید آورنده آن و خدای خشم و نفرت پرستش می‌شد و حتی قربانی هایی نیز در مواقع خاص به آن اهداء می‌شد.

    -
    آیین شیطان پرستی نوین:
    در اوایل قرن نوزدهم بعضی از اشراف انگلستان که عضو گروه فراماسونری ( Ordo Temple Orientis) بودند به رهبری سر فرانسیس داشود، گروه شیطان پرستان به نام باشگاه آتش جهنم را در شهر لندن تاسیس نمودند و از اوایل قرن نوزدهم شهر لندن مرکز شیطان پرستان در اروپا گردید. استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسی، فعالیت اصلی این گروه های شیطان پرست را تشکیل می داد.
    در دهه 1960 شیطان پرستی توسط سرمایه داران یهود مورد حمایت قرار گرفت و چند گروه شیطان پرست را در انگلستان و ایالات متحده آمریکا به وجود آمد که معروف ترین آن ها تشکیل "کلیسای شیطان" در شهر سانفرانسیسکو می باشد.
    بهترین تعریف ارائه شده از کلیسای شیطان، آن را دینی معرفی می کند که فلسفه لذت پرستانه را با اعمال جادوگری سیاه در هم آمیخته است. پایه گذار این شریعت آنتون زندر لوی بوده است. متون مقدس در این آیین عبارتند از: کتاب مقدس شیطانی (1969)، جادوی شیطانی (1970) و مناسک شیطانی (1972). تمامی این کتاب ها را لوی نوشته یا تدوین کرده است.
    کتاب مقدس شیطانی فلسفه آنتوان لوی، موسس کلیسای شیطان را معرفی می کند. این نوشتار، دورنما و گرایشی دارد بر این مهم که هیچ خدایی بلند مرتبه تر از خود شخص نیست و از این رو خود شخص باید پرستش شود.
    آنتون لوی می گوید: خدای با عظمت و با شکوهی وجود ندارد و جهنمی که در آن گناهکاران کباب می شوند هم نیست. اینجا و حالا روز شکنجه و سختی ماست! حالا و اینجا روز خوشی ماست! اینجا و حالا فرصت ماست! این روز، این ساعت را انتخاب کن که زندگی رهایی بخشی نیست.

    -
    انجیل شیطانی:
    انجیل شیطانی نیز کتابی است که شیطان پرستان از آن برای عبادت و دعاهای خود و همچنین استفاده در مراسم خود استفاده می کنند. این کتاب شامل کلمات عبری، یونانی و انگلیسی است که معنای دقیق برخی از این کلمات هنوز کشف نشده است.
    اما آنچه مسلم است اسامی شیطان و دعوت از او برای قدرت دادن به شیطان پرستان است. این کتاب شامل چهار بخش است: کتاب شیطان، کتاب لوسیفر، کتاب بلیل (Belial) و کتاب لویتان (Leviathan). در قسمتی از این کتاب می خوانیم: ای دوست و همدم شب، تو از صدای سگ ها و از ریختن خون شاد می شوی، تو در میان سایه قبور می گردی، تو تشنه خون هستی و بشر را تهدید می کنی، ماه هزار چهره، به قربانیان ما با نظر مساعد بنگر، دروازه های جهنم را بگشا و بیرون بیا ....

    -
    اصول اعتقادی شیطان‌گرایی که توسط آنتوان لوی بیان شده، عبارت اند از:
    1-
    شیطان سمبل لذت جویی و آزادی و افراط است و نه ریاضت کشی.
    2-
    شیطان نماد وجود و زندگی شاداب و مادی است نه خوابی ناچیز ومعنوی (امور معنوی و غیر مادی، توهم و تظاهر است).
    3-
    شیطان می گوید: کم عقلی و بی عفتی بهتر از ریاکاری و خودفریبی است.
    4-
    شیطان می گوید: مهربانی با کسانی که شایسته آن هستند بهتر است از عشق ورزیدن از روی ظاهر و برای جلب توجه.
    5-
    شیطان سمبل انتقام جویی است نه گرداندن آن طرف صورت.
    6-
    شیطان سمبل مسئولیت پذیری برای مسئول است به جای دل مشغولی برای خون آشامان خالی (اشاره به ترس مومنان از معاد و جهنم و انجام اعمال خوب).
    7-
    شیطان انسان را با دیگر حیوانات کاملا همانند می داند، گاه بهتر و اغلب بدتر از آن حیواناتی که بر چهار دست و پا حرکت می کنند.
    8-
    شیطان تمام آنچه را که گناه نامیده شده است را مایه خرسندی و مسرت روانی، فکری و عاطفی می داند.
    9-
    شیطان بهترین دوستی است که کلیسا تا کنون داشته ، چرا که در تمام این سال ها کلیسا را مشغول داشته است.

    -
    علل گرایش برخی جوانان ایرانی به شیطان پرستی:
    1-
    اولین و مهم‌ترین عامل این است که شیطان‌گرایی در وجود تمام انسان‌ها ریشه‌دارد. در روایتی از امام صادق علیه السلام می‌خوانیم که قلب هر انسان دو گوش دارد در یکی شیطانی نشسته و همواره به سوی شر و پلیدی دعوت می‌کند و در گوش دیگر فرشته‌ای است که به خیر و نیکی می‌خواند.
    2-
    یکی دیگر از علل گرایش به جنبش‌های شیطانی استفاده وسیع آنها از نمادهاست. انتقال و نشر اندیشه‌ها از طریق گفتن یا نوشتن دشوار است و تعداد محدودی از مردم با آن ارتباط برقرار می‌کنند. اما نمادها به راحتی جایگاه خود را در فرهنگ عمومی پیدا می‌کنند و به خاطر اینکه ظرفیت کار هنری دارند، به صورت جذابی در جامعه به خصوص بین جوانان و زنان گسترش می‌یابند. نمادها همواره حامل معنا و پیام هستند و نوعی نگرش یا فکر را تداعی می‌کنند و رفتار خاصی را یادآور می‌شوند. مثلاً مردم با دیدن گلدسته یاد مسجد و نماز می‌افتند. با دیدن چراغ قرمز احساس خطر می‌کنند و می‌ایستند. جنبش شیطان‌گرایی با استفاده وسیع از نمادها و به کارگیری ظرفیت‌های هنری نظیر گرافیک، سینما و از همه بیشتر موسیقی به عرصه آمده است.
    نمادها و سمبول‌های شیطانی روی لباس‌ها، گردنبندها و دستبندها، انگشترها و ساعت‌ها، از کفش تا کلاه همه جا دیده می‌شود. این نمادها با طراحی‌های متنوع و زیبا افراد را جذب می‌کنند، پس از اینکه استفاده از آنها تکرار شد و به عنوان بخشی از رفتار و سلیقة شخص در آمده و به نوعی هویت و خودپندارة فرد را تشکیل می‌دهد، در این شرایط با افراد دیگری که نمودهای رفتاری و ذوقی همانندی را دارند، احساس همزاد پنداری کرده و خود را از آنها و آنها را از خود می‌پندارد و در رفتار و گفتار و افکار به طور ناخودآگاه شبیه به آنها می‌شود.
    3-
    یکی دیگر از عوامل جذابیت و روی‌آوری به جنبش شیطانی که بسیار شیطنت آمیز به کار گرفته شده، میل به انتقاد و اعتراض در جوانان است. نوجوان و جوانی که تازه وارد اجتماع می‌شود و هنوز با شرایط واقعی حاکم بر جامعه تطبیق پیدا نکرده است، ستم و تجاوز به حریم خود را کاملاً احساس می‌کند و به سرکشی رو می‌آورد.
    دقیقاً به همین علت است که در دهة 1960 شاهد جنبش‌های دانشجویی وسیع در آمریکا و اروپا بودیم. دقیقاً در اوج این جنبش‌ها بود که پدیده‌ای به نام موسیقی متال به عنوان موسیقی اعتراض به وجود آمد. آن جنبش‌ها و این سبک موسیقی در ابتدا اهداف بسیار درستی داشت. اهدافی نظیر مخالفت با مصرف‌گرایی، فاصلة فقیر و غنی، سرمایه‌داری، جنگ، فرسایش روابط انسانی و... مثلا ً جوانان می‌رفتند و از زباله‌ها لباس‌های پاره پیدا می‌کردند و می‌پوشیدند تا به اختلاف طبقاتی و بی‌عدالتی اعتراض کنند، داد و فریاد راه می‌انداختند و ... البته روش‌هایی که از سوی این جوانان به کار برده می‌شد، همیشه درست نبود اما اهداف خوبی در کار بود. دیری نگذشت که این جنبش به جهات انحرافی سوق پیدا کرد.
    در بین شعارهایی نظیر عشق به مردم و عدالت، دعوت به استفاده از ماری‌جوانا و سایر مواد مخدر پیدا شد، گروهای موسیقی خود جوش مورد حمایت شرکت‌های سرمایه‌داری قرار گرفتند و گروه‌هایی نظیر هندریکس و گروه کِریم موسیقی متال را به سوی تجاری شدن سوق دادند، تاجایی که امروزه خوانندگان معروف مثل مرلین منسون و گروه‌های مطرح متال کاملاً در خدمت نظام سرمایه داری قرار گرفته‌اند و لباس‌های پاره با قیمت گزاف در بوتیک‌های شیک به فروش می‌رسد.

    -
    زمینه های جذب:
    -
    موسیقی متال: مهمترین زمینه ی ورود شیطان پرستی به ایران، میل جوانان به استفاده از موسیقی متالیکا و ساز گیتار بوده است. طی 10 سال گذشته، موسیقی متالیکا به صورت زیر زمینی و غیر مجاز وارد کشور شده است و در چارچوب آن، مفاهیم فرقه انحرافی شیطان پرستی در اختیار جوانان قرار گرفته است.
    اقدام تامل برانگیز و بسیار ناشیانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دوره مهاجرانی در صدورمجوز برای گروه ها، آلبوم ها و کتابهای اشعار موسیقی متالکیا نیز نقش اساسی را در جلب توجه عموم مخاطبان جوان به این نحله انحرافی فراهم آورد.
    هوی متال، متال تاریک، گوتیک متال یا متال گوتیک چند سبک از موسیقی شیطانی متالیکا بود که به یمن غفلت اعجاب انگیز مسولان فرهنگ کشور، وارد ایران شد.
    این موسیقی در ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای اسلامی و عربی توانسته پس از مدت کوتاهی به دانشگاههای بزرگ کشور هم راه یابد.
    -
    افول معنویت: اگر چه در بسیاری موارد، ایران اسلامی در جایگاه بالاتری از معنویات قرار دارد، اما تلاش قدرت های بزرگ فرا منطقه ای برای استحاله فرهنگی و از سوی دیگر ماشینی و صنعتی شدن مناسبات جاری و تاثیرپذیری مردم کشورمان از شرایط جهانی، زمینه ای برای رشد چنین جریاناتی را فراهم کرده است. روند رو به رشد استفاده از شبکه های ماهواره ای نیز عامل تعیین کننده ای در جذب و گرایش جوانان به این گروه هاست.
    -
    سرمایه گذاری: سازمان های جاسوسی کشورهای غربی تلاش سازمان یافته ای را برای استحاله فرهنگ جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده اند و می کوشند تا جوانان کشور عزیزمان را تهی سازی فرهنگی کنند. دشمن در این راه مبالغ هنگفتی اختصاص داده است که طبق گزارش برخی از رسانه های مستقل، در سال گذشته از سوی دولت آمریکا مبلغ 8 میلیون دلار به فعالیت تبلیغات گروه های شیطان پرست اختصاص یافته است.

    -
    اینترنت:
    رشد تعداد مخاطبان شبکه جهانی اینترنت در سالیان اخیر آسیب هایی را متوجه نظام فرهنگی کشور کرده است که از جمله می توان به فعالیت شیطان گرایانه اشاره کرد.
    عمده فعالیت این افراد در قالب وبلاگ نویسی صورت می پذیرد. این گونه وبلاگ ها، همزمان با اعلام موجودیت جنبش شیطان گرایان ایران فعالیت خود را آغاز کرده، اظهار می کنند که از سوی فردی با نام مستعار اهریمن در ایران هدایت می شوند.
    روند ارتباط گیری و فعالیت وبلاگ های یاد شده به این صورت است که افراد پس از تکمیل فرم ثبت نام، یک ایمیل در صندوق پست الکترونیک خود با موضوع خوشامدگویی دریافت می کنند و پس از برقراری ارتباط با ایشان و در صورت جلب اعتماد به برخی از مهمانی های شبانه یا پارک ها برای آشنایی دعوت می شوند.
    این وبلاگ ها عمدتا فعالیت خود را در چندین محور انتشار عکس های شیطان گرایان جهان، انتشار نامه شبیه به نامه های مسیحیان شیطان پرست خطاب به خداوند متعال که بار سیاسی نیز دارد، دنبال می نمایند.

    -
    وضعیت فعلی شیطان پرستی در ایران:
    اکنون بیش از 70 فرقه شیطان‌پرستی در کشور فعال هستند. موقعیت جغرافیایی فعالیت این جریان مخرب و ویرانگر اخلاقی علاوه بر تهران، برخی از شهرهای نقاط مرکزی و جنوب غربی ایران است.
    وضعیت فعلی این گروه ها در ایران را در محورهای زیر می توان تبیین کرد:
    -
    تحرک در اینترنت:
    وبلاگ نویسی، گفتگو در محیط یاهو360 درجه، سایت کلوپ دات کام، دریافت خبرنامه و ... از جمله تحرکات اینترنتی شیطان پرستان ایرانی است که تا کنون نیز ادامه دارد.
    -
    ترویج نمادها:
    مغازه ها واصناف فروشندگان زیور آلات نقره ای، فروشگاه های پوشاک جوانان و بانوان به ویژه در شهر تهران، نا خواسته وظیفه عمده ترویج شیطان پرستی در داخل کشور را بر عهده دارند. در پاره ای موارد فروشندگان و مدیران حتی اطلاع اندکی از محتوای عمل خود ندارند.
    همچنین گفتنی است که برخی از چهره های مطرح موسیقی پاپ و متالیکا در تهران و شهرستان ها پی در پی و از طرق مختلف، این نمادها را حمل و معرفی کرده و به صورت مستقیم و غیر مستقیم آنها را ترویج می کنند.
    -
    ترویج متالیکا:
    گروه های موسیقی متالیکا به عنوان شاخصی از فعالیت رو به گسترش گروه های شیطان پرست، قابل اشاره اند.
    -
    پارتی های شبانه:
    پارتی های شبانه، جشن های فارغ التحصیلی و مهمانی های خاص دوستانه همواره به عنوان کانون فعالیت شیطان پرستان مطرح هستند. در این گونه مراسم، هر بار گروهی از جوانان با انواع و اقسام روشها با اندیشه ها و ظواهر شیطان گرایی آشنا یا جذب آنها می شوند.
    -
    همکاری با سلطنت طلب ها:
    چند سال پیش، خبری در وبلاگ های وابسته به شیطان پرستان ایران منتشر شد که اهریمن، سرکرده آنان پیوستن گروهش را به انجمن پادشاهی ایران اعلام می کرد. این حرکت به نوبه خود نشان دهنده اهداف سیاسی پنهان گردانندگان این گونه جریانات می باشد.
    در انتهای این بحث باید عنوان کرد که با توجه به خطر خاموش و رو به گسترش شیطان پرستی در ایران، ضروری است که تمامی نهاد های ذیربط و دلسوزان انقلاب و اسلام با همکاری یکدیگر به برخورد با این پدیده شوم در سطح جامعه بپردازند.
    در این راستا از حوزه های علمیه و روحانیون انتظار می رود که در جهت روشنگری اذهان جامعه و به خصوص قشر جوان، در این زمینه تلاش کنند.
    از طرفی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز به عنوان متولی فرهنگ سازی در جامعه باید فعالیت خود را در این زمینه دو چندان کند، زیرا رواج این تفکر نادرست در جامعه از مصادیق قتل عام فرهنگی می باشد که همواره خطرات آن از سوی مقام معظم رهبری گوشزد شده است، از نیروهای انتظامی نیز انتظار می رود که در برخورد با مصادیق و مروجان این گونه عقاید انحرافی در سطح جامعه تلاش کنند.
    البته در این میان نباید نقش مهم و تاثیرگذار نهادهای دیگری نظیر صدا و سیما و یا آموزش و پرورش و ... را در برخورد با این جریان نادیده گرفت.
    باید دانست که عدم توجه به روند رو به گسترش این گونه عقاید انحرافی و خرده فرهنگ ها در جامعه بسیار زیانبار می باشد، زیرا معمولا اثرات این تهاجمات فرهنگی هنگامی نمایان می شود که دیگر امکان مهار آنها یا به طور کلی از بین رفته و یا بسیار سخت شده است.
    منابع:
    1-
    کتاب جهان تاریک- حمید کریمی- مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم .
    2-
    علل گرایش برخی جوانان ایرانی به شیطان پرستی- مصاحبه با حجت ‌الاسلام و المسلمین حمید رضا مظاهری سیف، رئیس مرکز مطالعات و پژوهش‌های اسلامی دانشگاه صنعتی شریف.
    ***
    آزاده ادیبی سده

  • نویسنده : Kamyar.sn
  • ملاقات با شیطان

    • زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقشه که می خواهی تو در این میان فقط می بافی<-PostCategory->

    ملاقات با شیطان

    امروز ظهر شیطان را دیدم ! ...

    نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت ...
    گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟
    بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند ...

    شیطان گفت : خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!

    گفتم : ... به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟

    گفت : من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم.

    دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند.
    اینان را به شیطان چه نیاز است؟

    شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد،

    زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن،

    نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود،

    و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی

  • نویسنده : Kamyar.sn